زیستشناسی
از چنین آغاز سادهای، بیشمار صورت زیبا و شگفتانگیز پدید آمدهاند و همچنان پدید میآیند.
— (1859)
یک مدل تقریباً همهٔ فرایندهای پیشروندهٔ پیری را حذف کرد. جهشهای سوماتیک باز هم به آزمایش فکری پایان دادند
این مدل نمیگوید انسان میتواند 194 سال عمر کند. مرگومیر زمینهای را در سطح 30سالگی ثابت میکند، تقریباً همهٔ سازوکارهای پیشروندهٔ دیگر پیری را حذف میکند و میپرسد از دست رفتن سلول بر اثر جهش در چهار بافت مدلشده چه زمانی باعث شکست میشود. اعداد بزرگ آن خروجیهای شرطیاند، نه سنهای قابل دستیابی یا پیشبینی درمان.
«گورستان» نهنگهای اعماق دریا در واقع آرشیوی پنجمیلیونساله است
یک مقالهٔ Nature تجمع عظیمی از whale fallها و فسیلهای نهنگ در منطقهٔ Diamantina در جنوبشرقی اقیانوس هند گزارش میکند: پنج اجتماع مدرن whale fall، صدها بقایای فسیلی سیتاسه و سنهای ایزوتوپ استرانسیم تا حدود ۵٫۳ میلیون سال. نکتهٔ چشمگیر این نیست که نهنگها جایی را برای مردن انتخاب کردهاند یا یک فاجعه گورستان ساخته است. شواهد به آرشیوی ژرف و بلندمدت اشاره میکنند که از مرگ عادی نهنگها، فرورفتن لاشهها، تغذیهٔ دشوار نهنگهای نوکدار در اعماق، توپوگرافی کف دریا و حفظشدگی غیرمعمول ساخته شده است. پنجرهای نادر به اکوسیستم whale fall اعماق — نه نشانهای اینکه اکنون ژرفای اقیانوس نقشهبرداری یا فهمیده شده است.
سابقهٔ فسیلی نیومکزیکو فصل آخر دایناسورها را پیچیدهتر میکند
یک مطالعهٔ Science سن Naashoibito Member در نیومکزیکو را به چند صد هزار سال پایانی پیش از برخورد سیارک محدود میکند. این مهم است چون بیشتر بهترین شواهد پایان کرتاسه از شمال میآیند. سابقهٔ جنوبی جدید نشان میدهد غرب آمریکای شمالی نزدیک پایان هنوز فونهای دایناسوری متمایز منطقهای داشت، نه یک اجتماع یکنواخت و در حال محوشدن. این ثابت نمیکند همهٔ اکوسیستمهای دایناسوری جهان تا برخورد در شکوفایی بودند؛ نشان میدهد یک سابقهٔ منطقهای میتواند داستان جهانی را بیشازحد صاف کند.
فنچهای گورخری آواهای خود را بر اساس کارکرد دستهبندی میکنند — «معنا» اینجا یعنی همین، نه زبان انسانی
یک مطالعه در Science نشان میدهد فنچهای گورخری بالغ میتوانند ۱۱ نوع آوای مجموعهٔ صوتی خود را تمایز دهند، دستهها را به صداهای تولیدکنندگان تازه تعمیم دهند و خطاهایی مرتکب شوند که با کارکرد اجتماعی آواها خوشهبندی میشود، نه فقط شباهت صوتی. نویسندگان این را اثر «آهنربای معنایی» مینامند: فضای ادراکی پرنده ظاهراً تحت تأثیر کاری است که آوا برای آن استفاده میشود. نتیجهٔ جالب دربارهٔ دستهبندی ارتباطی است، نه اثبات کلمه، نحو یا زبان شبیه انسان.
سلولی مصنوعی که غذا میگیرد، رشد میکند و تقسیم میشود — گامی جدی، اما نه زندگی ساختهشده از صفر
گروهی در University of Minnesota یک قطرهٔ چربی با ژنومی حدود ۹۰٬۰۰۰ باز گزارش میکنند که غذا میگیرد، DNA خود را کپی میکند، رشد میکند و طی پنج نسل تقسیم میشود؛ یک جهش مفیدِ واردشده نیز با انتخاب گسترش مییابد. این پیشرفتی واقعی در ساخت سلول از اجزای خالصشده و تعریفشده است. اما هنوز داوری همتا نشده؛ نمیتواند ماشین پروتئینسازی یا متابولیسم خودش را بسازد؛ اجزایش مولکولهای زیستی خالصشدهاند نه مواد سادهٔ مونتاژشده از صفر؛ و — به گفتهٔ خود نویسندگان — انتخاب مشاهدهشده تکامل داروینی خودبهخودی نیست. نسخهٔ تمیز «نخستین سلول زنده ساختهشده از مادهٔ غیرزنده» نیست.
اختاپوسهای غولپیکر کرتاسه شاید شکارچیان رأس بودهاند — اما شواهد از آروارهها شروع میشود، نه هیولاهای دریایی
یک مقاله در Science آروارههای بسیار بزرگِ سرپایان کرتاسه را دوباره بررسی میکند و استدلال میکند دو گونهٔ Nanaimoteuthis از اختاپوسهای بالهدار اولیه بودهاند؛ تخمین اندازهٔ بدن به چند متر و شاید تا ۱۸٫۶ متر میرسد. سایش شدید آرواره از خردکردن طعمهٔ سخت پشتیبانی میکند و سایش نامتقارن شاید به رفتار جانبیشده اشاره داشته باشد. داستان فسیلی تماشایی است، اما نسخهٔ تمیز «کراکن واقعی بود» نیست: بازسازیای از آروارهها، الگوهای سایش، ردهبندی و مقیاسگذاری است.
خانوادهای تازه از سامانههای هدفگیر DNA با راهنمایی RNA — متمایز از CRISPR، و هنوز نه یک ابزار ویرایش ژن
پژوهشگران با معدنکاوی ژنومهای میکروبی، TIGR-Tas را یافتند: خانوادهای پیشتر ناشناخته از سامانههای هدایتشونده با RNA که DNA را میبرند — با راهنمایی دوبخشی و بدون محل فرود «PAM»، برخلاف CRISPR. آنها نشان دادند یک نسخه را میتوان برای ویرایش سلولهای انسانی برنامهریزی کرد، اما فقط با کارایی پایین، و پیوندهای تکاملی عمیق این خانواده را با ماشینهای دیگر هدایتشونده با RNA دنبال کردند. این گسترشی واقعی در دانستههای ما از زیستشناسی هدایتشونده با RNA و شاید نقطه شروعی تازه برای ابزارهای آینده است — کشف علم پایه و اثبات مفهوم، نه ویرایشگر ژن بالغ و نه درمان.
موشهای مهندسیشده مقاومت به لایم را به ارث بردند و دیگر کنهها را آلوده نکردند — proof of concept آزمایشگاهی، نه رهاسازی در طبیعت
پژوهشگران ژن پادتن ضد لایم را در موشهای خانگی گذاشتند، و آنها آن را نسلبهنسل به ارث بردند؛ هنگام مواجهه با کنههای آلوده، حتی موشهای تکنسخهای در برابر عفونت مقاومت کردند و تا حد زیادی انتقال باکتری به کنههای تازه را متوقف کردند. این proof of principle برای «ایمنسازی وراثتی» یک گونهٔ مخزن است — در موشهای خانگی آزمایشگاهی، نه موش پا-سفید وحشی که واقعاً لایم را پخش میکند، بدون رهاسازی میدانی و با اکولوژی، regulation و اخلاق هنوز باز. gene drive نیست، و «لایم حل شد» نیست.